تورا همچون سرپنجه شبدری تازه رو می ستایم تا بلکه وارهی از قفس سنگی آن شهرسیمانی
تورا می ستایم همچون درختی که به بارگاه خورشید دخیلش می بندند کوران که به نورافتد چشمشان
آری تورا وتنها تورا خواهم ستود
اگر حتی کلمات را از من دریغ کنند از خویشتن زبانی نو خواهم ساخت وبا آن واژه ها که تنها خود معنی اش را می دانم تورا خواهم ستود.
تورا می ستایم آری
همچون گذرگاهی به بهشت
همچون راهی به فراسوی ابرها
برابر تنت خواهم رقصید وخواهم گریست
وبه هر پایی که می کوبم
نام تورا بر زبان خواهم آورد
تا زمین نیز به یاد بسپارد نام قشنگ تورا
اگر بی سرانجامی
باشد نتیجه عشق تو
خوشا بی سرانجامی
واگر تهی پایی باشد
سرانجام راه سپردن در منزلگاه عشق تو
خوشا تهی پای بودن
تورا می ستایم آری همچون مویه ای آهوان به گاه مشک افشانی می کنند
وضجه ای
که کبوتران به هنگام عشقبازی می زنند
تا تو هستی وچشمه واژه ها خشک نشده اند
از تو خواهم نوشت بگذار باقی مردم هرچه می خواهندبگویند.
زیرا خداوند چشمی را که به من داده به آنها نداده است وآنان تورا نمی بینند
که لیلی من
واز هزار قبیله دل کنده ام تا رسیده ام به تو
بگذارید آتش ببارد از دشنام
چه باکم اگر تو محبوبی
می خواهم با نامت عشقبازی کنم
پس
با خود
تکرار خواهم کرد
نام نوشینت را
گفت مشق نام لیلی می کنم
خاطرخودراتسلی می کنم
ناچشیده جرعه ای از جام او
عشقبازی می کنم با نام او
نوشته شده توسط دکترحاتم در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ساعت 5:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

به امیر پیروزی جنبش سبز
یک یاحسین تا میرحسین
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY