تبليغاتX
 یک حرف دوحرف
 

تابستون

نمی دونم شما به چه فصلی علاقه دارین اما من که عشق تابستونم عشق شهریور ماهی که توش به دنیا اومدم واسه اینکه انگور ها درست همون موقع رسیده وآبدار میشن از شما چه پنهون مام یه باغ انگور داریم آی انگور انگور انگور قرمز سفید کشمشی صاحبی وانگور مورد علاقه من حسینی اصلن ولش کن کجا بودیم آها گفتم که به تابستون علاقه دارم یه دلیلشم این بود که خب می تونستیم به فامیلامون سر بزنیم پدربزرگ مادربزرگ خاله ودایی یه دلیلشم نبود درس بود می تونستی بری دهات پیش پدربزرگ مادربزرگ بمونی وهمش یا توی باغ ومزارع بگردی یا کتاب بخونی آخه کرم کتاب بودم هنوزم نه به اون شدت ولی هنوز هستم اما خداراشکر که هیچگاه خرزن نبودم خدا خودش نمره می رساند .همه ی اینها را گفت تا بگویم شاید ماه مورد علاقه پاییز شود شاید قسمت این بوده که در تابستان بدنیا بیام تو پاییز عاشق بشم تو زمستونم بمیرم. اما عشق در اواخر پاییز مرگ رو از ذهن آدم می بره گور بابای مرگم کرده من زندگی می کنم با عشق آره عشق در اواخر پاییز رو عشق است .

***

اگه اهل رمان خوندن هستید رمان رگتایم رو پیشنهاد می کنم اثر دکتروف با ترجمه ی سکنجبین عمونجف دریابندری (خدایش حفظ کناد


 

نوشته شده توسط دکترحاتم در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 11:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


بی چتر وبارانی

یک سوال :چراپدرژپتوکتش راآنهم درست وسط زمستان فروخت تابرای پینوکیو کتاب آلفبابخرد؟
***
ازخرابی می گذشتم خانه ام آمدبه یاد
دست وپاگم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد
سربه هم آورده دیدم برگهای غنچه را
محفل دوستان یکدلم آمد به یاد
***
سالهاست که از کرشمه باران تو می گذرم بی چتر وبارانی
احمد رضا احمدی


 


 

نوشته شده توسط دکترحاتم در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 10:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


وچشمت....

....وآن وقت که از خیابان گذر می کنی ماشینی جلوی پایت ترمز می کند وراننده ش سربرمی دارد که عمو مگه عاشقی وتو بر می گردی که بگویی برادرزاده اش نیستی اما عاشق چرا که یک مشت می خورد گوشه ی چشم چپت وبیهوش می افتی روی زمین وبعد بلند که می شوی مامان آمده ودلداریت می دهد که چیزی نیست حتما خواب دیدی و...
***
دلم مثل یک بادبادک تماشایی است
دلم مثل یک دشت دریایی است
دلم تاترادیدکس راندید
واین آخرین حدبینایی است
نگاهت نگاه مرامست کرد
وچشمت که مملوزیبایی است
توودیگری وای نه وای نه
من وتوولی حیف رویایی است
***
پیشنهادسرآشپز
فیلم:دودخترانگلیسی(فرانسوآتروفو)
رمان:اینس(کارلوس فوئنتس)
موسیقی:تکنوازی دوتار(حسین سمندری)
***
تورفتی آسمون اشکش دراومد
تورفتی عمراین عاشق سر اومد
نشستم منتظر تا وقت دیدار
همین یک کار از دستم بر اومد
***
پس از چارسال بالاخره تونستم شب یلدارو خونه باشم وهندونه وشب چره واینا..جای شما خالی خوش گذشت امیدوارم به شمام خوش گذشته باشه
البته برای منی که سه سال شب یلدارو توی اتیوپی (منظورم همون خوابگاه)بودم نصف خوشی دیشبم بس بود.


 

نوشته شده توسط دکترحاتم در شنبه یکم دی 1386 ساعت 9:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting