هر چه زور زدم هیچ نتوانستم بنویسم وخود این هیچ می ارزد به هزار مطلب که توی وبالیگ دیگر می نویسند.وبالیگ یعنی چه ؟از شما بعید است شما که تحصیل کرده اید خب وبالیگ جمع مکسر وبلاگ ا ست دیگر. باید چه بنویسم راستی حالا دیر یا زود دیروز فیلم سرگذشت آملی پولن را دیدم از ژان پیر ژونه با بازی اودری توتو وماتیو کاسوویتس نویسنده اش هم گیوم لوران بود. فیلم شدیدا خوبی بود .چیزی بین واقعیت وفانتزی . دیدنش را به شماتوصیه می کنم.البته یک فیلم فرانسوی دیگر هم بود دودختر انگلیسی از فرانسوآتروفو کارگردان مطرح موج نوفرانسه با بازی ژان پیر لئو وکیکامارکام.باور کنید سینما ی اروپا توی فیلم های هنری دست هالیوودرا از پشت بسته .رمان تریسترام شندی رو هم دارم به آخراش می رسونم .یک رمان پست مدرن آن هم موقعی که هنوز رئالیسم ومدرنیسمی در کار نبود اثرکشیش انگلیسی لارنس استرن .یک رمان قرن هجدهمی ناب که مخ می ترکاند . بخوانیدش .اگر از دست زندگی عصبانی هستیدنسخه ی تجویزی من به شما این رمان است همراه با فیلم آملی
نوشته شده توسط دکترحاتم در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 8:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
غروب بود و غروب بود وچه خوب بود که غروب بود...... بادی می زد سرد وآهی می آمد سردتر....آه....آه....آه....آه به شفق تکیه داده بودی زیر سایه ی بیدی که می لرزید از نهیب گردو درختی پیرسال ودیرسال. چند قدم دورتر.... ما بودیم وما وما وما وما وهیچ کس نبود غیر از ما **** من وتو بودیم که شاید می شدیم ما و بعد همه جا سوت و ناسوت وصدای سوت ....آی.... **** می گفتی بگیرید از دست این بچه ی بازی به سر این سوتک مفلوک را و باد می خندید وتو می خندیدی ومن.......
نوشته شده توسط دکترحاتم در شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 1:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شاید یکی از محسنات وبلاگ نوشتن این باشد که می توانی دستت را توی نوشتن قوی کنی پس به تو که احیانا هنوز وبلاگی نداری توصیه می کنم داشته باشی با توام هم با توکه چشمهات از حدقه در آمده از بس خیره شده ای به صفحه ی مونیتوروتویی که مهره های سیم وچارم کمرت باهم جابجا شده اند از بس نشسته ای پشت کامپیوتر.بنویس .بنویس .بنویس. بنویس .بنویس .بنویس. بنویس **** فصل در ستایش عشق این روزها هرجاکه می روی سخن عشق است و مجلات ادبی را هم که ورق می زنی از عشق می گویند ومی گویند ومی گویندو تو لعنت می کنی شان که این همه از عشق گفتید چه شد که چشمت می افتد به مقالاتی پیرامون فلسفه ی عشق و یک دل نه صددل عاشق عشق می شوی . نظر شما پیرامون عشق چیست ؟ **** سرما خوردم جلاد. دارم همانطور که دماغم را می کشم بالا این چند کلمه را برای شما می نویسم که بگویم سنگر را خالی نمی کنم .پست می زنم مرتب.واین امر هم البته هست که ممکن است نتوانم حالا به عللی این ترتیب را رعایت کنم .پس مرا از دسته ی آدمهای بدقول نا منظم به حساب نیاورید اگر قرار به اینگونه رفت. **** کسی که راه را اشتباه می رود هرگز به مقصد نمی رسدولی آنکه اشتباه راه می رودبه مقصد می رسد اما دیر. **** اگر دوفیلم (مرثیه ای برای یک رویا ) و (فرزندان آدمیان) را ندیده اید ببینید.
نوشته شده توسط دکترحاتم در شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 2:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

به امیر پیروزی جنبش سبز
یک یاحسین تا میرحسین
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY